المحقق الأردبيلي

762

حديقة الشيعة ( فارسى )

گفت : چرا بىانصافى مىكنيد اين جماعت در دعوى كشف صادق‌اند اما كاشف ايشان از قبيل كشفى است كه عمرو عاص نمود در جنگ صفّين در هنگام محاربه با امير المؤمنين عليه السّلام . پس بايد دانست كه اين جماعت كه دعوى كشف و كرامات مىكنند از گوشه‌نشينان براهمه و رياضت‌كشان هند و غيره كسب كرده‌اند و چون بلاهت و حماقت آن گروه در كار دين درجه عليا دارد و هر دعوى كه رياضت‌كشان ايشان نموده‌اند و هر لاف و گزاف كه زده‌اند آن فرقه از غايت ابلهى قبول كرده‌اند و تصديق ايشان نموده‌اند به طريقى كه هر نادانى بشنود تصور كند واقعى است آن را شهرت دادند و گوشه‌نشينان سنى هم بر اين منوال سلوك نموده‌اند و مريدان ايشان نيز به طمع نان و حلوا معجزات بسيار بر پيران خود بسته‌اند و آن را كشف و كرامات نام نهاده‌اند و سفيهان آن را باور داشته‌اند . و ديگر آنكه اين گروه و مايلين و معتقدين ايشان چنان كه در حديث وارد است سه طايفه‌اند . گمراهان و فريبندگان و غافلان و به روايتى به جاى « 1 » عبارت غافلان ، لفظ احمقان واقع است و در حديث ديگر به جاى آن كلمه ، جاهلان مذكور و اين معنى نزد هر عاقل ظاهر است . از آن روى كه آنهائى كه عارف به عقايد باطلهء اين جماعت‌اند و خود نيز آن عقيده‌ها دارند به دلائل عقليّه و نقليّه ، گمراه و كافرند و جمعى كه اعتقاد فاسد و مذهب باطل ايشان را مىدانند و در دل قايل به آن نيستند اما تجاهل نموده خود را از آن گروه مىشمارند و خويشتن را بر آن عقايد وامىنمايند ، فريبندگان و حيلت‌گرانند و مدعاى ايشان آن است كه جمعى از سفيهان و احمقان را كه اعتقاد به اين قوم دارند مريد و معتقد خود سازند . سيّم آنانند كه از روى غفلت و جهالت و نادانى و حماقت اين طريقه را پيش

--> ( 1 ) . در نسخه‌هاى چاپى ( حروفى ) نام « بحار » آمده ولى در نسخه‌هاى خطى آستان قدس رضوى ( سال 1094 ه . ق ص 450 ) و كتابخانه ملى تهران ( سال كتابت : 1098 ه . ق ) و اولين چاپ سنگى آن ( 1260 ه . ق ) موافق متن بالا مىباشد .